تو از تمام شدن هم نمی ترسی
که گر نترسی از مرگ هم نمی ترسی
به گمانت جهان همیشه پابرجاست
تو از آخرت، از حساب و کتاب هم نمی ترسی
تو ظالمی و تمامِ وجودت ظلم است
تو از خوردنِ مالِ یتیم هم نمی ترسی
چه افتخار می کنی به گردن کلفتیِ خود
تو از دستِ انتقامِ طبیعت هم نمی ترسی
دروغ می گویی مثلِ شبِ تاریک
تو از